![]() |
![]() |
|
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگر با شهامت خود ايستاده ايم, اگر ميدانيم كه حق با ماست, سكوت نكنيم او شاعر انقلاب است, پس نمي تواند كه با انقلابيون نباشد, با كارگران و زحمتكشان همصدا نگردد, نميتواند كشتار خلق تركمن را ببيند و ساكت به تماشا بنشيند, او می سرايد, به ياد توماج و يارانش, براي صحرا, براي گنبد, براي ”آياي” براي " اوبه " هاي سوخته, براي كردستان, براي كارگران و زحمتكشان, به مبارزه بر ميخيزد, سازمان ميدهد و در تمامي كارزارها حضور دارد, در كوي و خيابان شب نامه بر كمر ميبندد .
چكامه ي ”جهان كمونيست” سعید سلطانپور گلوله اي در دهان گلوله اي در چشم در تكه هاي يخ در سرد خانه پزشك قانوني در شعله ي منجمد خون مي تابد شعله اي در دهان شعله اي در چشم در ميتينگ هفدهم بهمن در انبوه هواداران و مردم در ميان پلاكاردها و شعارها در گردش تفنگداران جمهوري و گله هاي پاسدار واوباش در قرق چماق وزنجير و نارنجک در صداي شليك هاي ترس و دشنام هاي جنون ………….. در ميان پلاكاردها انقلاب با پيشاني شكسته و خونچكان مي خواند با صداي درخشان جهان و رودخانه ها و رفيقان جهان جهان كمونيست را مي سرايند و مي سرايند با دسته گل هايي از خون بر فراز ميتينگ تاريخ *** Die schlechten Fürchten deine klaue. Die guten freuen sich deiner Grazie. Derlei Hörte ich gern Von meinem Vers. |
|
RSS
|